هفته ششم

میگن باید عکس یک نی نی نازو بزارم جلوم و نگاهش کنم ، تا نینیم خوشگل بشه، عشق من منم این عکسو انتخاب کردم میدونم که به خوشگلی تو هرگز نیست ولی اینم نی نی نازی بود:))) اینو بدون که تو از همه آدمو تو چشم من زیبا تر خواهی بود عزیز دلم.
تو این هفته همش مزه دهنم گس میشه شبا نمیتونم راحت بخوابم و دهنم خشک میشه و نصفه شب از خواب بیدار میشم ولی تو همه زمانها یادتم عزیزم خیلی دوست دارم.
الان خالههای همکار هم فهمیدن که تو تو دلمی و کلی بهم تبریک گفتن چون اندازه یک عدسی الان بهت میگن عدس:))))) عزیزم کلی مواظبن خلاصه.
مامان بزرگت و خالت که وقتی فهمیدن کلی گریه کردن و بابا بزرگت هم کلی ذوق کرد. از اون ور هم عمه جونت کلی ذوق کرد و مامان مریم (اون یکی مامان بزرگت هم وقتی فهمید از شادی جیغ کشید) خلاصه خیلیها منتظر اومدنت به این دنیا هستن مامان جون :) قربونت برم من دوست دارم
راستی این پنجشنبه یعنی ۷ مهر ۱۳۹۰ اولین کنسرتت بود. من و شما با هم کنسرت موسیقی دادیم . (مکان فرهنگسرای ارسباران) برای برنامه بزرگداشت مولانا . خیلی حس خوبی بود که تو تو دلم بودی و اونجا خوندم :)))



هفته ششم
